الشيخ رسول جعفريان
1218
رسائل حجابيه (فارسى)
غالب استثناهاى باب حجاب از همين قبيل است ، خواه استثناهايى كه در باب محارم است يا استثناهايى كه از لحاظ مقدار پوشش است . لهذا در مورد محارم ( غيرشوهر ) هرقدر زن پوشيدهتر باشد بهتر است . تهييج شهوت در مورد محارم درجه اول از قبيل پدر و فرزند و عمو و برادر تقريبا صفر است ولى جاذبهء زن مخصوصا اگر جوان و زيبا باشد در محارم درجات بعدى مخصوصا در محارم سببى از قبيل پدرشوهر و پسرشوهر بىتأثير نيست . رخصت شارع در اين موارد براى ضرورت اختلاط و معاشرتهاى زيادى است كه بين محارم اجتنابناپذير است . فكر كنيد اگر پوشش زن نسبت به برادر و پدر لازم باشد چقدر زندگى خانوادگى دشوار خواهد شد ! در مورد پدر و عمو و حتى برادر طبعا رغبت جنسى وجود ندارد مگر در افراد منحرف و استثنايى ، ولى در مورد پسر شوهر عمدهء ملاك همان عسر و حرج است . اگر مردى زن زيبا و پسر جوانى دارد هرگز اين پسر نسبت به زن پدر مانند فرزند نسبت به مادر خود نيست . بنابراين مباح بودن ترك پوشش در برابر بعضى محارم نيز به ملاك عسر و حرج است و ما اين نكته را كه ملاك عسر و حرج است از آيهء 58 سورهء نور استفاده كرديم كه مىفرمايد : « طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ » . بعضى از مفسرين از قبيل صاحب كشّاف نيز در ذيل همين جمله بدين نكته اشاره كردهاند . همانطور كه مكرر گفتهايم چون اين استثناها از ناحيه حرج است نه اينكه ملاك تحريم وجود نداشته باشد ، بنابراين هر قدر تستّر بيشتر رعايت شود بهتر است ، يعنى جدايى زن و مرد ، پوشش ، ترك نظر و هر چيز ديگرى كه انسان را از حريم مسائل جنسى دور مىكند رجحان دارد و مادامى كه ممكن است بايد مراعات گردد . اگر كسى بپرسد در كلاس يا مجلسى كه زن و مرد هر دو شركت مىكنند و زنان به قدر كافى پوشيده هستند آيا اگر يك در ميان بنشينند بهتر است يا اينكه زنها در يك قسمت و مردها در قسمت ديگر بنشينند ؟ جواب اين است كه البته جدا بنشينند بهتر است . بهطور كلى اصل ضرورت و احتياج را بايد در نظر گرفت . نبايد اين ترخيص شرعى بهانهاى به دست دهد كه مردان و زنان اجنبى حريم را از ميان بردارند و خطر برخوردهاى زن و مرد را فراموش كنند . هيچ غريزهاى به سركشى و حساسيت غريزهء جنسى نيست . احتياطها و توصيههاى اسلام مبنى بر دور نگهداشتن زنان و مردان اجنبى تا حدودى كه حرج و فلج ايجاد نكند مبنى بر اين اصل روانى است . روانشناسى و روانكاوى صددرصد اين نظر را تأييد مىكند و تواريخ و داستانها حكايت مىكنند كه گاهى يك برخورد ، يك تلاقى نگاهها در ظرف يك لحظه اساس خانوادهاى را متلاشى كرده است .